تبليغاتX
ارجان پدر بهبهان جدید
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
عکس زیبای دانشگاه کوالالامپورو وجود قومیتها در کشور مالزی

سلام دوستان

این هم یه عکس زیبا از دانشگاه کوالالامپور که آقا اشکان از همشهریهای عزیزمون ساکن کوالالامپور زحمت کشیدن و واسمون فرستادن .

دانشگاه کوالا لامپور

این عکس هم مربوط به همزیستی قومیت های مختلف در کشور مالزی است . با کمی دقت متوجه انواع قومیتها در این مراسم میشید.

قرار گرفتن قومیتهای مختلف در کنار هم و همزیستی آنها اولین گام جهت توسعه سیاسی و اجتماعی ملتهای مختلف است که در این عکس شاهد اون هستیم.

وجود قومیتها دریک مراسم عروسی در کشور مالزی

 این مراسم در بندر باغی واقع در۵۰ کیلومتری کوالالامپور بتاریخ فوریه ۲۰۰۸ برگزار شده . لازم به توضیحه  که آقا اشکان خودمون هم تو عکسه! 

 

|+| نوشته شده توسط فرزند بهبهان در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 17:4 | 
چرا " مورد " گیاه مقدسیه در بهبهان؟

چرا مورد گیاه مقدسیه در بهبهان؟ ریشه یابی جامعه شناختی-مذهبی یک آئین کهن یهودی

متن زیر بقلم دوست عزیزمون آقااشکان نوشته شده:

خوب است که آداب و آئینهای محلی بومی و یادها وخاطرات رسوم و طرحواره های کهن این سرزمین از طریق پدیده مدرن قرن 21 حفظ بشه.. عالیه... پبشنهاد من اینه که توی وبلاگتون بصورت سریال داستانها و ادبیات شفاهی ارجان/بهبهان از سوی دوستان روایت و حکایت بشه تا برای همیشه ماندگار بمونه. ضرب المثلها، نواها و آواها، رسوم؛ ادبیات فولکلور بهبهان رو میشه از این طریق هم حفظ کرد. آیا میدونستین که برک گیاه مورد برای چی برای بهبهانی ها تا حدودی اگه نگیم مقدس ولی از ارزش والایی برخواردار است؟

این قداست فرهنگی ریشه در یک آئین قدیمی مردم بهبهان داره. گیاه مورد اصولا گیاه مناطق مدیترانه ای و از گیاهان با مزه بسیار تلخ ولی خوشبو است. همزمانی استفاده این گیاه در مراسم فوت و مرگ عزیزان و از دست رفتگان تجسم نوستالوژیکی ایجاد میکنه؛ تلخی مرگ و سختی فراق و هجران عزیز سفر کرده. حالا چرا مورد ؟ با عرض معذرت گل خرزَهره(تلفظ شاید اشتباه باشه) و صبر زرد و بید نیز از برگ بسیار تلخی برخوردارند ولی چرا مورد؟

این انتخاب - من باستانشناس و مورخ نیستم- به احتمال به 3000 سال پیش برمیگرده حتی قبل از ورود آریایی ها و حکومت پارس و ماد بر سرزمین ارجان و بهبهان.. یعنی حضور قوم یهود و شیوع آئین و دین یکتاپرستی یهود در ارجان و بهبهان. زمانی که بخت النصر یا نبوکدنازار شاه بابل و آکد اورشلیم رو ویران میکنه اسیران یهودی و تابوت عهد عتیق یا همون تورات رو به میان رودان میاره بعضی از خانواده های یهود برای گریز از آزار و ایذاء بابلیها و آکدیها به سمت شرق کوچ میکنند و رانده میشن.. وجود سنگ قبرهای دامنه کوه دماوند در تهران، اصفهان، شیراز و یزد و حتی افغانستان و ماوراءالنهر نشانه این کوچ بزرگ و در تعبیر یهودی-عبری خود همان دیاسپورا یا جلای وطن نامیده شده..

مقبره دو عالم یا حاخام یا رابی یهودی در ارجان و بهبهان که امروز بشیر و نذیر گفته میشه یکی از هزاران مدارک و اسناد تاریخی قدمت هزاران ساله این شهره... قدمت یک شهر و قوم فقط در چند سنگ و کاخ و ابنیه نیست... گرایش مدرن و جدید در باستان شناسی و تاریخ درک و فهم و کشف یک ملت در آواها و نواها و رسوم و آئینهای اونه... هنوز انگار در بهبهان زنان و مردان شنبه ها به زیارت این دو مزار میرن... قداست روز شنبه معنای خاصی نداره؟ نذر میکنن و زیارت نامه می خونند... اما برگردیم به گیاه مورد. در تلمود یا همون دومین کتاب مقدس یهودیان از سه گیاه مقدس نام برده شده و در مراسم جشن و عزا حمل میشه: مورد؛ تورنج؛ بید؛ هنوز در بهبهان گیاه مورد بر سر مزار عزیزان و مردگان گذاشته میشه که نشانه ای است از تلخی مرگ و دوری آن عزیز سفر کرده. در آینده مدارک دیگری بر قدمت کهن مردم بهبهان قبل از آریاییها رو میارم.

با تشکر از آقا اشکان که  با وجود اینکه از شهر و دیار خودش دور هست ولی اینگونه به مسائل فرهنگی و مذهبی گذشته در شهرمون می پردازه از اطلاعات مفیدی که در اختیارمون قرار دادید متشکر و ممنون هستیم.

|+| نوشته شده توسط فرزند بهبهان در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 18:53 | 
تغییر قالب
سلام به همه دوستان

این قالب جدید بیشتر بوی بهار میده! مگه نه؟

ار آقا اشکان هم متشکرم که چند تا عکس و مطالب جالبی رو واسم فرستادین در اولین فرصت مطالب رو توی وبلاگ قرار میدم امیدوارم باز هم داشته باشین

راستی ساعت جدید هم گذاشتم واستون!!!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط فرزند بهبهان در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 14:47 | 
شعر اشکان

اینم یه شعر فی البداهه ازهمشهریمون آقا اشکان که مالزی هستش و همیشه مارو مورد عنایت خودش قرار میده با اجازشون یه اسم زیبا هم برای شعرشون انتخاب کردم:

 

((مرا بیاد آور... ))

 

.. . بی شک از آن شهر کهنه و خفته؛

همگان برده اند ز یاد مرا...

دگر چه توان گفت ز جنون...

ز فراموشی یادها و خاطره هایش ... فلکه دختر ... بشیر نذیر و مارون

شبهای باغ ملی و تنگاره هایش

برده است ز یاد مرا آن شهر.

اما من همه روز بر این ساحل هند ...

به سوی آن دور دست خفته در آغوش بیدهای بلند

گریه میکنم ... سجده می کنم ... که چرا مرا در آن سراپرده حریر و

آشناییهای قدیمی راهی نیست...

برویم بستند درگه آمدنهای همیشگی ام ...

تا کی من بر این شهر مردمان دیگر

بر این ساحل هند نظاره گر باشم...؟؟؟

غروب و آمدنهای خورشید.

شلاقهای باران گرم استوایی ... بدین سرزمین نمور و سبز و افسرده

سیل اشکهای مرا ماند.

به آخرین تبسمهای سرخ رنگ خورشید

در افقهای گرم و خونی رنگ

می سپارم دست و دل و نفسهای آرامم و میدانم

که کنون در آن شهر کهنه و خفته

مردمانش دگر بیدارند؛ و

آغاز آمدن خورشید را در صبحی دیگر

اما کنون غروب امیدها و آشنایی هایی من

دگرباره جشن میگیرند ...

به دیدار هم می روند و به شادی و امید رفتن سیاهی زان شهر

شنبه ها چون مادران خود

به دیدار هم خواهند رفت ...

اشکان

کوآلالامپور؛ آوریل 2008

|+| نوشته شده توسط فرزند بهبهان در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 18:33 | 
برای دوست

تقدیم به صادق آصفی

 

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

                                              

                                                باور کنیم پاسخ آینه ، سنگ نیست

|+| نوشته شده توسط فرزند بهبهان در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 19:23 | 

آب و هوای این روزها

این روزها خبرهای خوب و بد از همه جا میرسه! توی این روزها مهمترین مساله ای که بیشتر همه دوست دارن بشنون وضعیت آب و هواست.

امسال بر خلاف سالهای پیش بارش نزولات آسمانی در کل استان و شهرمون بهبهان به حداقل خودش رسیده. و در پی این دشت ها امسال سبزه درست و حسابی ندارن. رنگ سبزه های دشت ها هم به زردی گرویده در صورتی که هنوز فقط ده روز از سال جدید رو پشت سر گذاشتیم!!

هر سال غبار از نیمه دوم اردیبهشت شروع میشد ولی اگه دقت کنید امسال غبار و باد زودتر به سراغمون اومده و این نوید دهنده روزهای گرم تابستان هستش.

نمیدونم چقدر به عید دلبستین و لی من خودم هیچ روزی از روزهای سال رو با روزهای عید عوض نمیکنم ولی امسال نمیدونم چی شد که از روز شش فروردین بهبهان رو ترک کردم و به محل کارم رفتم. یه جورهایی دلگیر بودم نه اینکه یکی از آشنایان رو از دست دادم عید امسال بوی عید نمیده!!

شاید بخاطر وضعیت نابسامان آب و هواست . نظر شما چیه؟ آیا شما هم با من هم نظر هستین؟

یه مساله ای که این روزها خیلی ذهن من رو به خودش مشغول کرده وضعیت مطالعه و کتاب خوانی توی شهرمون بهبهان هست. میخوام توی پست های آینده بیشتر به این مساله بپردازم  یعنی میخوام یه کار تحقیقی در مورد این موضوع شروع کنم . بنظر خودم این مساله که ما بهبهانی ها چقدر کتاب خوان هستیم میتونه به پیشرفت جامعه بهبهانی کمک کنه با من همراه باشین.

مشتاقانه منتظر دریافت نظرتون هستم.

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزند بهبهان در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 11:57 | 
سال نو خجسته باد
سلام

سال نو بر همه دوستان و دوستداران بهبهان خجسته باد.

با یاد خدا سال جدید رو شروع میکنیم. با تشکر از دوستان عزیزی که وبلاگ این حقیر رو مورد عنایت خودشون قرار داده بودند و نظرات پر بار خودشونو در مورد مطالب اینجانب درج کرده بودند. میبایست به عرض این جنابان برسونم " از اونجایی که اسم وبلاگ من ارجان ۱۳۸۷ هستش"قصد دارم در این سال که برای من خوش یمن هم نبودکار جدیدی انجام بدم یعنی شروع مطالبم رو به موضوعاتی اختصاص بدم که به مسائل تفرقه برانگیز مربوط نباشه!!!! در هر صورت مسائل انتخابات تمام شد و همین دیروز از طرف شورای انتخابات کشور بر سلامت انتخابات بهبهان مهر تائید زده شد و تمام.

پس بحث کردن بی خود و دادن شعارهای آنچنانی دیگه فایده نداره! باید دست در دست هم شهرمون بهبهان رو بسازیم. شاید اگه یه فرصتی هم به دیگران بدیم بد نباشه

اگه به وبلاگ آقا پیمان سری زده باشید(اینم آدرسشhttp://www.behbahanshahr.blogfa.com) توی نظرات ۲۷ اسفندش یه دوست عزیز بنام اشکان از مالزی یه سری مطالبی نوشتن که دیدگاه من رو نسبت به مسائل انتخابات عوض کرد. بد نیست شما هم اونا رو بخونین!!!!

چند روز پیش یکی ازآشنایان بنده به رحمت ایزدی پیوست البته امیدوارم خداوند منان ایشان رو غریق رحمت بی پایان خودش قرار بده.(بهمین دلیل سال خوبی رو شروع نکردم) 

بامید اینکه حداقل شما سال خوبی رو شروع کرده باشین.

|+| نوشته شده توسط فرزند بهبهان در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 16:10 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar