تبليغاتX
ارجان پدر بهبهان جدید
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
لهجه ای که با آن بزرگ شدم

چندی پیش توی یکی از وبلاگهای بهبهانی در مورد لهجه شیرین بهبهانی متنی نوشته شده بود که مو برتنمان سیخ شد و دوست عزیزمان از خطه شیخ اجل چنان تازیانه به دست گرفت که حسابی دردمان گرفت. همانا ما کودکانی بودیم بر خاک این سرزمین گرچه دوریم اما خوب یادمان باشد دوستش میداریم با همه خوب و بدش همانطور که فرزند پدرو مادر را آنگونه دوست می دارد. البته من قصد توهین یا جسارت یاسرزنش دوست عزیزمان را ندارم اما دوست عزیز فرهنگیمان که خاک فرهنگ این مرز و بوم را خورده ای ! شما چرا؟

من در هر نقطه ای از دنیا که باشم بافرزندانم به زبان (لهجه) مادری سخن می گویم تا این لهجه زنده بماند تمامی متل ها و رویاهای قومم را به وی منتقل می کنم تا مبادا دین خود را ادا نکرده باشم همانگونه امروزه می بینیم با هجوم عشایر به این خاک لهجه بهبهانی به انحطاط نزدیک می شود و فرهنگ عشایری و لهجه آنها روز به روز پذیرفتنی تر می شود! هنوز هم می شود به کوچه پس کوچه های بهبهان با همان بوی حره فکر کرد در دنیای آپارتمان نشین پیتزا خور (همان کش لقمه!) یادمان نرود که بودیم حتی اگر اتیکت ژورنالیست را با خود حمل کنیم !

بهبهان دوستت دارم با همه خوبی و زشتی با همان خانه های قدیمی و کوچه پس کوجه های قدیمیت (تنگاره هایت) !

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزند بهبهان در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 و ساعت 21:30 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar