تبليغاتX
ارجان پدر بهبهان جدید
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
چی شد! چی شد! اینجوری شد؟

چی شد شد اینجوری شد؟

یکی از  خبرهایی که در  رسانه های خارجی (ایرانی)  منتشر شد آغاز به کار شبکه فارسی بی بی سی بود. من هم که حس کنجکاوی ام حسابی قلقلک شده بود بمحض شنیدن این خبر تند تند شروع به جستجو توی کانالهای رسیور کردم تا اینکه بالاخره این کانال با کلی تشریفات پیدا شد.

کانال با کیفیت عالی پخش می شد و من هم بخاطر این کشف جدیدم خودمو ولو کردم جلوی تلویزیون و سراپا گوش شدم  " امروز ۲۵ دی ماه ......" کیفیت و طرز صحبت کردن مجریان خیلی حرفه ای و از آنجا که دولت ایران با این کشور از لحاظ سیاسی مشکل حادی ندارد چند گزارش از داخل کشور داشت. خلاصه اینکه حسابی محو تماشای برنامه های متفاوت این کانال شدم . امان از دست این انگلیسها! شاید بپرسید چرا !؟ در روز اول شروع به فعالیت ۲ فیلم مستند از ایران پخش کرد که اولیش اجتماعی بود (جراحی زیبایی بینی!) و دومی سیاسی ، تاریخی (آیا هنوز همه فکر میکنند کار ، کار انگلیسهاست !) شاید در ابتدای امر خیلی جالب بنظر میرسید و لی وقتی بیشتر گذشت این جرقه در ذهن بیننده زده میشد که چرا انگلیسها در موردخودشون اینجوری فکر میکنند!!!!!!!!

دومین فیلم مستند که به تاریخچه حضور دولت انگلیس می پرداخت از همان ابتدایی که دولتمردان انگلیس چون فکر میکردند ایران هیچ منبع درآمدی ندارد و دولتی فقیر است بدردشان نمیخورد ولی فکر میکردند که آفتاب هیچوقت نباید در امپراطوری ملکه غروب کند از روی احساس نوع دوستی به مردم ایران (احزاب سیاسی) کمک میکردند و چون دولت ایران از این امپراطوری ترس داشت نسبت به این دولت ابراز علاقه میکرد (با ما دوست میشین!!!!). بعد از بررسی این موضوع یواش یواش آقایان دولتمرد انگلیسی به این نتیجه میرسند که ایران نقت دارد و اولین شرکت نفت خودشون رو توی مسجد سلیمان براه بیاندازند و بزرگترین پالایشگاه جهان را در آبادان بسازند و امتیاز نفت و چپاول ( ببخشید صادرات) اون رو از ایران بگیرند و با ایران دوست بشن و اصلا کاری به مسائل سیاسی نداشته باشند در این حین قسمتهایی از سریال قدیمی دایی جان ناپلئون هم پخش میشد ! کار که به اینجا رسید یه علامت تعجب خیلی بزرگ روی سرم سبز شد و گوشها و چشمها مو تیز تر کردم یعنی واقعاً دولت انگلستان توی مسائل سیاسی ایران و مسائل مشروطه خواهی و بسط نشینی مردم در سفارت انگلیس و ....  دخالت نداشته؟!! حالا نوبت کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ رسید و قضایای آقای مصدق.  برای اولین بار اعتراف کردند که" ما فقط ۱۶ درصد درآمد نفت رو به ایران میدادیم (یه سوزن به خودت یه جوال دوز به مردم)  از اینجا بود که حضور دولت انگلیس در ایران کم رنگ شد و چقدر این آمریکائیها بدهستن!!! وای چقدر بد هستن ! اونا بودن که تو ایران کودتا کردن ولی ما هیچوقت تو تاریخ توی ایران کودتا نکردیم اصلا هم از دست دولت مصدق ناراحت نبودیم! آمریکا از اون ور دنیا بلند کرد اومد تو کشور شما واسه مبارزه با کمونیست کودتا کرد چون  آمریکا ئیها فکر میکردنددولت مصدق تمایلات کمونیستی دارد! اینجا بود که چی شد ! چی شد ! اینجوری شد؟! 

از بس حرفهای اونجوری شنیده بودم خسته شدم از دست حرفهای اینجوری هم همینطور. دیگه حوصله نداشتم تلویزیون رو خاموش کردم و یه مجله برداشتم در حین ورق زدن مجله داشتم به حرفهای این گوینده ... فکر میکردم .

دولت انگلیس اینقدر تو مسائل سیاسی دخالت داشته که همیشه یه پیش زمینه ذهنی برای مردم ایران درست شده که همه کارها زیر سر انگلیسه و این کانال با شروع به کار خودش قصد داشت این ذهنیت رو پاک کنه ! بنظر شما چرا دولتمردان ایرانی بجز چند مورد برای رسیدن به قدرت همیشه سعی میکردند از یک نیروی خارجی کمک بگیرند؟ آیا باید اعتماد کرد! تا آنجا که مرحوم مصدق هم زیر سوال برده بشه!

نمیدونم شاید "زیر سر انگلیسها باشه!" 

 

|+| نوشته شده توسط فرزند بهبهان در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 11:3 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar